تبليغاتX
قـــــرار شبـــــانه

قـــــرار شبـــــانه

 

عید فطر

           بر سرخوشان جام رمضان

                                               مبارک باد

 

عید فطر

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09 21:55 توسط ( ر . ف ) and ( ف. ز )


  بسم رب المهـــــــدی

 ازعمق ناپیدای مظلومیت ما،صدایی آمدنت را وعده می دهد.

صدا را،عدل خداوندی صلابت می بخشد و مهر ربانی گرما می داد.

و ما هر چه استقامت،از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل،از این نوا دریافتیم.

در زیر سهمگینترین پنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم.

در کشاکش تازیانه ها و چکاچک شمشیرها،برق نگاه تو تابمان می داد و

صدای گامهای آمدنت توانمان می بخشید.

رایحه ات که مژده ی حضور تو را بر دوش می کشید مرهمی بر زخم های نو

به نومان بود و جبر جانهای شکسته مان.دردها همه ازآن رو تاب آوردنی بود که آمدنی بودی.

تحمل شدائد از آن رو شدنی بود که ظهورت شدنی بود و به تحقق پیوستنی.

انگار تخم صبر بودیم که در خاک انتظار تاب می آوردیم تا در هرم خورشید تو به بال و پر بنشینیم.

سنگینی بار انتظاربر پشت ما،سنگینی یک سال و دو سال نیست،

سنگینی یک قرن و دوقرن نیست.حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست.

تاریخ انتظار و شکیبایی ما به آن ظلم که در عاشورا

بر ما رفته است برمی گردد،به آن تیرها که ازکمان قساوت برخاست.

از آن زمان تاکنون ما به آب حیات انتظار زنده ایم،انتظار ظهور منتقم خون حسین.

انتظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین

و آسمان و آوردن مژده ی ظهور امام زمان.

آری و در آن زمان هستی حیات خواهد یافت،عشق پر و بال خواهد گشود و در رگهای خشکیده ی

علم،خون تازه خواهد دوید.پشت هیولای ظلم و جهل با خاک،انس جاودان خواهد گرفت،شیطان خلع

سلاح خواهد شد،انسان بر مرکب رشد خواهد نشت و عروج را زمزمه خواهد کرد.

(گزیده ای از نوشته ی سید مهدی شجاعی)

 

فرج

 این ثواب می کشد مرا!

تشنه را عطش نمی کشد،فکر آب می کُشَد مرا

جمعه های سرد و بی طلوع ،این سراب می کشد مرا

بس که ندبه خوانده نای من،صبح خسته از صدای من

بس که چشم بازمانده ام،حرف خواب می کشد مرا

عاشقیّ قطره ای چو من،آن هم عشقِ روی مهر و ماه

من کجا و عشق او کجا،آفتاب می کشد مرا

هر گناه و هر خطای من،ثبت شد میان یک کتاب

چون شنیده ام که خوانده ای،این کتاب می کشد مرا

هر قنوت و هر دعای عهد،خالصانه محض روی تو

گوئیا حساب کرده ای،این حساب می کشد مرا

وعده های داده ی تو را،جمعه جمعه ثبت کرده ام

از ثواب منتظر نگو!این ثواب می کشد مرا

(مریم عربلو)

شاید این جمعه بیاید...

گرچه خسته ام،

گرچه دلشکسته ام،

باز هم گشوده ام دری به روی انتظار

تا بگویمت،هنوزهم

به آن صدای آشنا امید بسته ام...

عروج

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/09 21:31 توسط ( ر . ف ) and ( ف. ز ) | 


بسم الله ارحمن الرحیم

اگر نماز گزار بداند که چه اندازه از رحمت خدا او را فر گرفته است سر از سجده بر

نخواهد داشت

"امام علی (ع)"

           

 در سال چهلم هجرت،برخی از خوارج در مکه گرد هم آمدند و طرح توطئه ای راافکندند
که علی (ع) و معاویه و عمرو عاص را در کوفه،شام،و مصر در وقت معین به قتل برسانند؛
شب نوزدهم ماه رمضان به عنوان زمان قتل انتخاب شدو مجریان به ترتیب از این قرار معین شدند:
عبدالرحمن(پسر ملجم) قاتل امام علی (ع)، حجاج(پسر عبدالله صریمی)به عنوان قاتل معاویه
و عمرو (پسر بکر تمیمی) به عنوان قاتل عمرو عاص
که البته آن دونفر که برای کشتن معاویه و عمرو عاص مامور بودند به هدف خود نرسیدند.
ابن ملجم به همین منظور به کوفه آمد اما هیچ کس را از نیت پلید خویش آگاه نساخت...
تا یک روز در خانه ی یکی از خوارج، به "قطامه" که زنی زیبا بود برخورد
پس به فکر افتاد تا با او ازدواج کند. چون از او خواستگاری کرد قطامه گفت:
مهریه ی من: سه هزار درهم پول و یک بنده و نیز کشتن علی بن ابیطالب است.
قطامه از پیش به خاطر هلاکت پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست علی(ع)؛ به آن امام گرامی کینه می ورزیدو دشمنکام بود و هماره در صدد تلافی نیز.
ابن ملجم نزد قطامه افشا کرد که (( اتفاقا من برای همین کاربه کوفه آمده ام))
و بدین ترتیب ابن ملجم در تصمیم قبلی خود، به هوای کامجویی از قطامه، مصمم تر شد.
شب نوزدهم ماه رمضان فرا رسید...
ابن ملجم با یکی دونفر از همدستان خود آن شب را در مسجد کوفه،با فکر پلید به شهادت رساندن
امام علی (ع) به سر برد.
سی و چند سال پیش از آن شب، حضرت علی(ع) از پیامبر شنیده بود که
در ماه رمضان کشته خواهد شد.
داستان را از زبان خود علی (ع) بشنوید:

((... و چون پیامبر،آن خطبه ی مشهور را در باره ی رمضان فرو خواند؛

من برخاستم و پرسیدم: ای پیامبر خدا ! ارزشمندترین کردار ها در این ماه چیست؟

فرمود : پرهیز از گناهان ؛ آنگاه پیامبر درد مندانه گریست و از شهادت من

در این ماه خبر داد...))

از وضع رفتار و گفتار امام نیز آشکار بود که می داند در این ماه به شهادت خواهد رسید.
همان سال فرموده بود: ((امسال در موسم حج همراه شما نیستم))
و نیز چون به اوگفتند: (( چرا هنگام افطار،کم غذا میل می فرمایید؟))
می فرمود: ((می خواهم با شکم خالی خدا را ملاقات کنم.))
و اما در شب نوزدهم هیچ نخوابید؛و بسیار می فرمود:

(( به خدا سوگند دروغ نمی گویم و نیز به من دروغ گفته نشده است؛

امشب همان شب "معهود" است.))

سر انجام سحر گاه آن شب، هنگامی که حضرت علی(ع) به مسجد آمد
در هنگام ادای نماز صبح؛ شمشیر زهر آگین و خون آشام پلید ترین مردمان،
ابن ملجم مرادی فرود آمد و خورشید، در محراب حق، گلگون شد ...
دو روز بعد، در شب بیست و یکم ماه رمضان ، در سال چهلم هجرت،غروب کرد...

 

وصيتى ازامام علی (ع) به حسن و حسين عليهما السلام
هنگامى كه ابن ملجم (لعنه الله ) او راضربت زد:
 

شما را به ترس از خدا وصيت مى كنم و وصيت مى كنم كه در طلب دنيا مباشيد، هر چند، دنيا شما را طلب كند، بر هر چه دنيايى است و آن را به دست نمى آوريد يا از دست مى دهيد، اندوه مخوريد. سخن حق بگوييد و براى پاداش آخرت كار كنيد.
ظالم را دشمن و مظلوم را ياور باشيد.
شما دو تن و همه فرزندان و خاندانم را و هر كس را كه اين نوشته به او مى رسد، به ترس از خدا و انتظام كارها و آشتى با يكديگر سفارش ‍مى كنم . كه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه مى گفت آشتى با يكديگر برتر است از يك سال نماز و روزه.
خدا را، خدا را، درباره يتيمان .
مباد آنها را روزى سير نگه داريد و ديگر روزگرسنه و مباد كه در نزد شما تباه شوند.
خدا را، خدا را، درباره همسايگان ، همسايگان ، سفارش شده پيامبرتان (صلى الله عليه و آله ) هستند. رسول الله (صلى الله عليه و آله ) همواره درباره آنان سفارش مى كرد، به گونه اى كه گمان برديم كه برايشان ميراث معين خواهد كرد.
خدا را، خدا را، درباره قرآن ، مباد كه ديگران در عمل كردن به آن بر شما پيشى گيرند
خدا را، خدا را، درباره نماز، كه نماز ستون دين شماست . خدا را، خدا را، درباره خانه پروردگارتان .
مبادا تا هستيد آن را خالى بگذاريد كه اگر زيارت خانه خدا ترك شود، شما را در عذاب مهلت ندهند.
خدا را، خدا را، درباره جهاد به مال و جان و زبان خود در راه خدا، بر شما باد پيوند با يكديگر و بخشش به يكديگر و زنهار از پشت كردن به يكديگر و بريدن از يكديگر. امر به معروف و نهى از منكر را فرو مگذاريد، كه بدترين كسانتان بر شما سرورى يابند و از آن پس ، هر چه خدا را بخوانید جواب ندهد.

سپس فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب ، نبينم كه پس از من در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد كه ، اميرالمؤ منين كشته شد. بدانيد كه نبايد به قصاص خون من جز قاتلم كشته شود. بنگريد اگر من از اين ضربت كه او زده است كشته شوم شما نيز يك ضربت بر او زنيد. اعضايش را مبريد، كه من از رسول الله (صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه فرمود: بپرهيزيد از مثله كردن حتى اگر سگ گيرنده باشد.

                     


اگر خدا را از طبیعت و علی را از تاریخ و معبد را از زمین برداریم،

طبیعت قبرستانی متروک،تاریخ دالانی تاریک و زمین خاکروبه دانی سرد و زشت

می گردد....

"دکتر علی شریعتی"


"اندیشه پاک همچون آیینه صاف و شفاف است."

امام علی (ع)

 با ذکر خدا نعمت نازل میشود

امام علی (ع) 

  

فزت و رب الکعبه

به خداوند کعبه قسم رستگار شدم

 

درود خدا و پاکان و نیکان بر آن امام بزرگ و پاک که شگرف بود،

شگفت زاده شد، شگفت زیست

و شگفت رفت...

منبع:زندگی چهارده معصوم(ع)

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/06/31 17:15 توسط ( ر . ف ) and ( ف. ز ) | 


 اگر این رود بداند
 که من چقدر بی چراغ
از چم وخم این شب گذشته ام
 به خدا عصبانی می شود
می رود ماه را از آسمان می چیند.

 

 اگر این ماه بداند
 که من چقدر بی آسمان و ستاره زیسته ام
 یعنی زندگی کرده ام...،
 اگر این پرستو بداند که من چقدر تو را دوست دارم
به خدا زمین از رفتن این همه دایره باز .... باز می ماند

 

چه دیر آمدی حالای صد هزار ساله ی من،
من این نیستم که بوده ام
او که من بود آن همه سال،
رفته زیر سایه ی آن بید بی نشان مرده است.

 "سید علی صالحی"

تقدیم به همه آنهایی که حتی وقتی نیستند
اما دلشان هنوز هم هست
بودنشان، بودن مارا تازه می گرداند
 و پژمردگی این شب طولانی را
حتی شده برای لحظاتی، می میراند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/21 23:27 توسط ( ر . ف ) and ( ف. ز ) | 


 

 

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X
 

فرشته‌ها آمده‌اند پايين. همه‌ جا پُر از فرشته‌ است.
از كنارت‌ كه‌ رد مي‌شوند، مي‌فهمي؟
اسمت‌ را كه‌ صدا مي‌زنند، مي‌شنوي؟
دستشان‌ را كه‌ روي‌ شانه‌ات‌ مي‌گذارند، حس‌ می کنی؟
راستي، حياط‌ خلوت‌ دلت‌ را آب‌ و جارو كرده‌اي؟
دعـاهايت‌ را آماده‌ گذاشته‌اي؟
آرزوهايت‌ را مرور كرده‌اي؟
مي‌داني‌ كه‌ امشب‌ به‌ تو هم‌ سر مي‌زنند؟
مي‌آيند و برايت‌ سوغاتي‌ مي‌آورند، پيرهن‌ تازه‌ات‌ را.
خدا كند يك‌ هوا بزرگ‌ شده‌ باشي.
مي‌آيند و چهار گوشه‌ دلت‌ را نور و گلاب‌ مي‌پاشند.
مي‌آيند و توي‌ دستشان‌ دعاي‌ مستجاب‌ شده‌ و عشق‌ است.
مبادا بيايند و تو نباشي. مبادا درِ‌ دلت‌ را بسته‌ باشي.
مبادا در بزنند و تو نفهمي. مبادا...
كوچه‌ دلت‌ را چراغاني‌ كن. دمِ‌ در بنشين‌ و منتظر باش.
فرشته‌ها مي‌آيند. فرشته‌ها حتماً‌ مي‌آيند.
خدا آن‌ سوتر منتظر است. مبادا كه‌ فرشته‌هايت‌ دست‌ خالي‌ برگردند.(عرفان نظر آهاری)

پس،
دلهــــا آرام،قلبهـــا مطمئن...
اینجـا،
قـــرار شبـــانه ست!


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

بودای طلایی(سارا فراهانی)
نسیم حیات(فرشته ی عزیز)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386



پیوندها

سایت رادیو جوان
وبلاگ فیروزه ای( دکتر شهرام گیل آبادی)
سایت پارازیت/ پایگاه اطلاع رسانی رادیو جوان
اگر دل دلیل است...(انوشه میر مجلسی)
نوشتم نوشتی نوشت...(انوشه میر مجلسی)
اثبات ما!(عطیه عسگری)
ناگهان نگاه (فرزانه ناظری)
همای رحمت
عرفان
در جستجوی معنا
شب روشن(قرار شبانه ای)
مدیریت موفق(آقای خلیلی)
به آسمان نگاه کن ، همین نزدیکیهاست !
صدای جوان ایرانی(فائقه تاجیک)
به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی
بی سر وته!(مجتبی آذری)
هستم!(سید علی ضیاء)
رویای صدا(سعید پور محمودی)
به نام نامی او(دکتر علیرضا امینی)
نوشته جات(حامد جواد زده)
یه شنونده(حسین حسینی)
بلاگفا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin