بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو عجیب است،بعد این همه سال
یا راحم العبرات![]()
تقدیم به او....
به او که سوی نگاهش محراب زیبای خاطره را تهذیب کرد و عمق تنهایی چشمهایش و سکوت پرالتهابش صداقت رؤیاها را نشانه رفت...
و تقدیم به او که غیبت پرسؤالش که نبودنش که رفتن های بی خداحافظی اش،حضور روحانی دوست داشتن های پاک را الهی معنا کرد...

![]()
![]()
![]()
برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون
به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا
شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا
چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم
اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم
چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم
چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم
تو را نفس كشيدم و به گريه با تو ساختم
چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم
تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره
سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره
ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام
گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام
بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه
عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه
(عبدالجبار کاکائی)
![]()
![]()
![]()
همین که باز اسم دریا می آید
یک طوری بفهمی نفهمی...گریه ام می گیرد.
ببینم تو دلتنگ دریا نمی شوی؟!
(سیدعلی صالحی)
+
نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت 19:5 توسط فـاطمه و ریحـانه
|
